ماهنامۀ چندرسانه‌ای پروچیستا- ویژه‌نامۀ «نوشتن»

شماره چهارم - اردیبهشت ماه 1404

عضویت در ماهنامه

لطفاً برای تکمیل این فرم، جاوا اسکریپت را در مرورگر خود فعال کنید.
سخن سردبیر

سخن سردبیر

ناعمه سجادی

---------------------

توسط ناعمه سجادی

لطفاً برای تکمیل این فرم، جاوا اسکریپت را در مرورگر خود فعال کنید.
نام

از کتاب‌ها و تجربه‌ها

اینجا قراره حرف‌هایی بزنم که شاید تو متن و مقاله نگنجه؛ از کتاب‌هایی که می‌خونم، ایده‌هایی که تو سرم می‌چرخه، تجربه‌هایی که گاهی وسط یه روز معمولی کشف می‌کنم. دوست دارم اینجا جایی باشه برای یه گفت‌وگوی بی‌پرده‌تر، همون گپ‌های خودمونی که تو جمع دوستان هم‌فرکانس پیش میاد. اگر این سبک از معاشرت فکری رو دوست داری، خوشحال می‌شم سری بزنی.

-----------------------------------

عملگرایی در 1404 برای محتواگران

------------------------------

نویسندگی برای مدرسان

✍ قلم‌آموزی

📌 چرا انتشار محتوا مهم‌تر از چیزی‌ست که می‌اندیشیم

ناعمه سجادی

انتشار ترسناک است.
محتوا را منتشر نمی‌کنیم چون فکر می‌کنیم هنوز به آن خوبی‌ها نیست. هنوز خام است.
یا بدتر: می‌ترسیم از قضاوت‌ها، از بازخورد نگرفتن‌ها، از دیده نشدن‌ها.

اما یک روز، وسط همین تردیدها، متوجه می‌شوی چیزی که برای تو بدیهی است، برای دیگری حکم کشفی تازه دارد.
همان جمله‌ای که با تردید نوشتی، می‌شود نوری در دل کسی که دنبال راهی برای فهمیدن یا شروع کردن است.

انتشار، فقط دیده شدن نیست.
انتشار یعنی وارد گفت‌وگو شدن با جهان.
جهانی که پر است از آدم‌هایی شبیه ما؛ آدم‌هایی که منتظرند یکی جرئت کند چیزی را که آموخته، بازگو کند و به اشتراک بگذارد.

وقتی محتوایی منتشر می‌کنی، نه تنها دیگران آن را درمی‌یابند، که خودت هم بهتر می‌فهمی‌اش.
از زاویه‌ای تازه به آن نگاه می‌کنی.
بازخورد می‌گیری. می‌اندیشی. رشد می‌کنی.

انتشار کمک می‌کند از پستوهای ذهن بیرون بیایی.
به تو یاد می‌دهد که «در معرض بودن» ترسناک نیست؛ بلکه بخشی از مسیر رشد است.
اینکه بدانی ولی نگویی، مثل چراغی‌ست که آن را خاموش نگه داشته‌ای.

انتشار یعنی مسئولیت‌پذیری نسبت به دانسته‌ها.
یعنی بگویی: «من آموخته‌ام، و حالا می‌خواهم این آموخته را با تو شریک شوم.»

✨ انتشار مهم است، چون:

  • به دانسته‌هایت جان می‌دهد.
  • مسیر یادگیری‌ات را زنده و پیوسته نگه می‌دارد.
  • تو را به دیگرانی وصل می‌کند که یا همراهند یا منتقد، و هر دو برای رشدت ضروری‌اند.
  • کمک می‌کند زودتر اشتباهاتت را ببینی و اصلاح کنی.
  • الهام‌بخش دیگرانی می‌شود که شاید منتظر یک جرقه‌اند.
  • ایده‌های نیمه‌کاره‌ات را به حرکت درمی‌آورد.
  • به تو یاد می‌دهد که منتظر کامل شدن نباشی؛ شروع کنی تا کامل شوی.
  • کم‌کم اعتماد به نفس واقعی‌ات را شکل می‌دهد؛ نه با دریافت لایک و تحسین، که با تمرینِ بودن.
  • انتشار تمرین گفت‌وگوست؛ تمرین پیوسته‌ی فکر کردن با صدای بلند.

اگر معلمی، انتشار ادامه‌ی آموزش توست.
اگر نویسنده‌ای، انتشار امتداد صدای توست.
اگر یادگیرنده‌ای، انتشار بخشی از فرآیند یادگیری توست.
و مدرس‌محتواگر، مدرسی است نویسنده، که مدام در حال یادگیری است.

یادت باشد منتشر کردن یعنی:
«این منم با همه‌ی ناکاملی‌ام. ولی آماده‌ام که در کنار دیگران، بهتر شوم.»

امیرحسین راد

در این شماره از ماهنامه، به معرفی امیرحسین راد پرداخته‌ایم؛ مدرس و استراتژیست خلاق در حوزه تولید محتوا. او بنیان‌گذار «رادیمگ» است و در این فضا، آموزش‌هایی در زمینه تولید محتوا، خلاقیت و سناریونویسی ارائه می‌دهد. از نظر او، سناریونویسی خلاقانه، قلب تپنده هر محتوای مؤثر است.

در دوره‌هایی مانند «داوینچی کد»، او به مخاطبان می‌آموزد که چگونه با داستان‌سرایی و ساختاردهی دقیق، محتوایی ماندگار خلق کنند. راد با نگاهی عمیق به رفتار مخاطب و تحلیل آن، تأکید می‌کند که تولید محتوا فراتر از نوشتن یا ضبط ویدیو است؛ بلکه سفری است به درون ذهن مخاطب. او معتقد است که با ترکیب خلاقیت و ساختار، می‌توان محتوایی تأثیرگذار و جذاب تولید کرد.

درباره‌ی———– بیشتر بخوانیم

امیرحسین راد

آن کروکر (Ann Kroeker) نویسنده، مربی نویسندگی و پادکستر شناخته‌شده‌ای است که با هدف حمایت و تقویت صدای نویسندگان فعالیت می‌کند. او در وب‌سایت شخصی خود به نویسندگان کمک می‌کند تا با اعتماد به نفس بیشتری بنویسند، خلاقیت خود را تقویت کنند و داستان‌های منحصر به فرد خود را به جهان معرفی کنند. 

او معتقد است که هر نویسنده‌ای داستانی منحصربه‌فرد دارد که باید به گوش دیگران برسد و در پادکست معروف خود، Ann Kroeker, Writing Coach به بررسی چالش‌های نوشتن، نکات خلاقانه و راه‌های مقابله با موانع نوشتاری می‌پردازد. آن کروکر همچنین به نویسندگان کمک می‌کند تا از فرایند نوشتن لذت ببرند و ارتباطی عمیق‌تر با کلمات و ایده‌های خود برقرار کنند.

درباره‌ی ————— بیشتر بخوانیم

معرفی کتاب

زندگی پر است از دوگان‌هایی که در نگاه اول متفاوت به نظر می‌رسند اما در بطن خود چنان به هم نزدیک‌اند که گاه به‌سادگی جابه‌جا می‌شوند. کتاب «دوگان‌ها، برادران دروغین» به همین مسئله می‌پردازد. دوگان‌ها به مفاهیمی گفته می‌شود که بسیار مشابه می‌نمایند، اما در واقع تفاوت‌های عمیقی با هم دارند. این مفاهیم مرزهای باریکی دارند و گاهی تشخیص این یا آن دشوار است. رک‌گویی با گستاخی، تمجید با تملق، خودباوری با خودشیفتگی؛ همگی نمونه‌هایی از این برادران دروغین‌اند.

این کتاب به ما یادآوری می‌کند که بسیاری از ارزش‌ها و معیارهایی که در زندگی شخصی و حرفه‌ای خود به آن‌ها تکیه می‌کنیم، به‌سادگی می‌توانند در نقطه‌ای حساس از مسیر، از تعادل خارج شوند. در حوزه‌ی آموزش و مدرس‌محتواگری نیز چنین دوگان‌هایی فراوان‌اند. تجربه‌ی شخصی من در این مسیر نشان داده است که این مرزهای باریک را نمی‌توان نادیده گرفت. 

کتاب دوگان‌ها برادران دروغین

نزدیک شدن به مخاطب از طریق اشتراک‌گذاری بخش‌هایی از زندگی شخصی یا بلاگر زرد شدن؟ استفاده از گرافیک‌های چشم‌نواز یا از دست دادن اصل پیام در میان زرق‌وبرق تصاویر؟ به‌روز بودن یا گم کردن هویت در ترندها؟ حفظ اتیکت یا ارتباط خشک و بی‌روح؟ انعطاف‌پذیری یا حزب باد بودن؟ پایبندی به اصول علمی یا گرفتار شدن در دیوار دانش؟ این‌ها پرسش‌هایی‌اند که پاسخ‌های ساده‌ ندارند، اما تأمل در آن‌ها، ما را نسبت به مسیر حرفه‌ایمان حساس‌تر و آگاه‌تر می‌کند.

شما چه دوگان‌هایی را می‌شناسید که مرز ظریفی بین آن‌هاست؟

لطفاً برای تکمیل این فرم، جاوا اسکریپت را در مرورگر خود فعال کنید.
خوشحال می‌شوم نظر شما را بخوانم.

نقل قول:

زیبایی یادگیری در این است که هیچ‌کس نمی‌تواند آن را از تو بگیرد.

بی. بی. کینگ

پادکست

پادکست پیشنهادی این شماره: اپیزود «سال‌بلعیدگی2» از پادکست انسانک

پادکست انسانک با روایت حسام ایپکچی، سفری صوتی به ژرفای زندگی روزمره است؛ جایی که تجربه‌های شخصی، دغدغه‌های انسانی، و پرسش‌های بنیادین با نگاهی متفاوت و تأمل‌برانگیز بازگو می‌شوند. انسانک از آن دسته پادکست‌هایی‌ست که به‌جای پاسخ دادن، دعوت به پرسش می‌کند. اپیزودهای آن در قالب جستارهای صوتی، شنونده را به درنگی شاعرانه و فلسفی در زیستن و معنای انسان‌بودن فرا می‌خوانند.

جمله‌های آغازین این اپیزود، به‌خوبی فضای آن را نشان می‌دهد:

«آغاز امسال که هفته‌های پایانی ۴۲سالگی من بود، اون سؤالی که بهش مبتلا شده بودم چنین بود که «حسام چطور می‌خوای پیر بشی؟» این سؤال هم برمی‌گرده به انتظار ما از انسان و فهم ما از زندگی. اگر قرار باشه انسان رو مثل یک بنا ببینیم که در گذر زمان مستهلک می‌شه، خب این یک پروسه‌ست؛ احتیاجی به چندوچون هم نداره. اما اگر روایت دیگری از زندگی و انسان‌بودگی داشته باشیم اون‌وقت این پروسه تبدیل می‌شه به پروژه؛ یعنی ما پروژه سال‌بلعیدگی داریم. ما قصد می‌کنیم که چگونه می‌خواهیم سالمند شویم»

پادکست انسانک

ویدیوی یوتیوب

ویدیوی پیشنهادی این شماره: گفت‌وگوی محمدرضا شعبانعلی در پادکست «کارنکن»

این ماه، به شما ویدیویی از کانال یوتیوب پادکست «کارنکن» را معرفی می‌کنیم که در آن محمدرضا شعبانعلی، یکی از تاثیرگذارترین چهره‌های آموزش و مذاکره در ایران، به گفت‌وگو پرداخته است. در این ویدیو، شعبانعلی از تجربیات خود در زمینه‌های مختلفی مانند مسیر شغلی‌اش، فلسفه‌ی یادگیری و رشد فردی، و همچنین مسائل اجتماعی و اقتصادی ایران صحبت می‌کند. این مصاحبه نه تنها برای کسانی که در حوزه‌ی آموزش فعالیت می‌کنند، بلکه برای هر کسی که به توسعه فردی و حرفه‌ای خود اهمیت می‌دهد، منابع غنی و آموزنده‌ای فراهم می‌آورد.

این ویدیو فرصتی بی‌نظیر برای آشنایی با دیدگاه‌های محمدرضا شعبانعلی در زمینه‌های مختلفی مانند مذاکره، خودآموزی، و آینده‌نگری است. با تماشای این مصاحبه، نه تنها می‌توانید از تجربیات و نکات ارزشمند او بهره‌برداری کنید، بلکه به ایده‌ها و روش‌های جدیدی در حوزه‌ی آموزش و رشد فردی دست خواهید یافت. پیشنهاد می‌کنیم حتماً این ویدیو را ببینید و با نگاهی عمیق‌تر و الهام‌بخش‌تر به مسیر حرفه‌ای خود ادامه دهید.

محمدرضا شعبانعلی پادکست کار نکن

موسیقی کلاسیک

گوش دادن به موسیقی کلاسیک می‌تواند مثل مکثی عمیق در میانه‌ی هیاهو باشد؛ فرصتی برای بازگشت به درون، برای تامل، و برای آشتی با لحظه‌ی حال. به‌ویژه برای ما مدرس‌محتواگرها که بیشتر وقت‌مان با واژه‌ها، ایده‌ها و ساختارهای ذهنی می‌گذرد، شنیدن موسیقی کلاسیک می‌تواند مثل یک نرمش ذهنی باشد؛ ذهن را منظم‌تر، خلاق‌تر و حتی آرام‌تر می‌کند. با هر بار گوش دادنش می‌توان چیزی تازه در آن دید و شنید، و این تجربه برای تولید محتوا، طراحی آموزشی، یا حتی فکر کردن به موضوعات پیچیده، فوق‌العاده الهام‌بخش است.

یکی از قطعه‌هایی که می‌تواند چنین تاثیر عمیقی بگذارد، Sarabande از فریدریش هندل است. این قطعه‌ی کوتاه و آرام، با ضرب‌آهنگ کند و فضای اندوهگینش، شنونده را خیلی زود از فضای روزمره جدا می‌کند و به دنیای دیگری می‌برد؛ جایی میان تامل، خاطره و سکوت. شهرت جهانی این قطعه از زمانی بیشتر شد که استنلی کوبریک آن را در فیلم «بری لیندون» به‌کار برد. از آن به بعد، ساراباند تبدیل به یکی از انتخاب‌های محبوب برای صحنه‌هایی شد که قرار است احساس سنگینی، فروپاشی یا حتی عظمت خاموش را منتقل کنند. با این حال، حتی اگر هیچ‌کدام از این موارد را ندانید، کافی است چشم‌هایتان را ببندید و چند دقیقه به آن گوش دهید؛ خودش بقیه‌ی کار را انجام می‌دهد.

قطعه‌ی ساراباند

توسط فریدریش هندل

خواندنی‌ها:

کتابچه‌ی «نامه‌ای به دوست مدرس‌محتواگرم»

مدت‌ها بود دوست داشتم چیزهایی را که در مسیر مدرس‌محتواگر شدن آموخته‌ام، یک‌جا و خلاصه با دیگران به اشتراک بگذارم. کتابچه‌ی «۲۵ نکته که پیش از مدرس‌محتواگر شدن باید بدانی» حاصل همین دغدغه است. نکاتی که گاه ساده به نظر می‌رسند، اما در عمل می‌توانند مسیر را تغییر دهند یا دست‌کم شفاف‌تر کنند.

لینک دانلود کتابچه

کتابچه نامه ای به دوست مدرس محتواگرم<br />

   چگونه «توجه» به ارزشمندترین کالای دنیا تبدیل شد؟

مقاله‌ی «چگونه توجه به ارزشمندترین کالای دنیا تبدیل شد؟» در آسو به بررسی این موضوع پرداخته است که چگونه توجه افراد، از یک ابزار ساده به هدفی استراتژیک و پرارزش تبدیل شده است. در دنیای دیجیتال و عصر رسانه‌های اجتماعی، توجه به منبعی کمیاب و رقابتی تبدیل شده که نه تنها بر کیفیت ارتباطات تأثیر می‌گذارد، بلکه نحوه‌ی شکل‌گیری گفتمان‌های عمومی را نیز دگرگون کرده است.

این مقاله فرصتی مناسب برای مدرسین محتوا و افراد علاقه‌مند به دنیای ارتباطات است تا اهمیت توجه و چالش‌های آن را در دنیای معاصر درک کنند. مطالعه این مقاله به شما کمک می‌کند تا در تولید محتوا و برقراری ارتباطات مؤثر، تمرکز خود را بیشتر بر جلب توجه آگاهانه و اصولی بگذارید.

مقاله کامل را باهم بخوانیم

چگونه توجه به ارزشمندترین کالای جهان تبدیل شد

در این شماره از ماهنامه، به جای معرفی یک ابزار هوش مصنوعی، تصمیم گرفتم مقاله‌ای در مورد خود هوش مصنوعی بنویسم. چرا که در دنیای امروز، آگاهی از ماهیت و نحوه‌ی عملکرد این فناوری بسیار ضروری است. هوش مصنوعی دیگر مفهومی دور از دسترس نیست و به‌طور فزاینده‌ای در جنبه‌های مختلف زندگی ما نفوذ کرده است. به‌ویژه برای مدرسین و محتواگران که در تلاش برای ارائه محتوای آموزشی مؤثر و مرتبط با نیازهای روز هستند، درک این فناوری نه‌تنها مفید، بلکه حیاتی است.

در این مقاله، به بررسی جنبه‌های مختلف هوش مصنوعی پرداخته‌ام. از این‌که هوش مصنوعی چه چیزی هست و چگونه یاد می‌گیرد، تا این‌که آیا واقعاً می‌تواند فکر کند یا نه. بخش‌های مختلف مقاله به سؤالاتی چون «هوش مصنوعی چگونه کار می‌کند؟»، «آیا هوش مصنوعی فکر می‌کند؟»، و «هوش مصنوعی با ما چه می‌کند؟» پاسخ می‌دهند. همچنین، به معرفی انواع هوش مصنوعی و کاربردهای آن در زندگی روزمره پرداخته شده است. برای مدرسین و محتواگران، آگاهی از این مباحث به‌ویژه در عصر کنونی که تکنولوژی در حال تغییر است، به آن‌ها کمک می‌کند تا از پتانسیل‌های موجود برای ارتقاء کیفیت محتوای خود استفاده کنند.

این مقاله فراتر از معرفی صرف ابزارهای هوش مصنوعی است و به شما فرصتی می‌دهد تا درک عمیق‌تری از این فناوری پیچیده داشته باشید. اگر می‌خواهید در این عصر تغییرات تکنولوژیکی، جایگاه خود را حفظ کنید و از قابلیت‌های هوش مصنوعی بهره‌برداری کنید، حتماً این مقاله را  مطالعه کنید.

📌 بگذار آموزش تو، بازتابی از اشتیاقت باشد. 💫 

ناعمه سجادی

آیا در ۸۰ سالگی از آنچه در زندگی کرده‌ام راضی خواهم بود؟

ناعمه سجادی

زندگی را طوری زیسته‌بود که می‌پسندید و به آن باور داشت. از تصمیمات مهمی که در زندگی شخصی و حرفه‌ای خود گرفته‌بود، راضی بود و تصور می‌کرد حتی اگر می‌توانست به گذشته بازگردد، باز هم انتخاب‌هایش تغییری نمی‌کرد.

پسرش می‌گفت: «مامان دور خودش یک حباب شیشه‌ای کشیده‌بود٬ تا بدی‌ها را نبیند و بتواند کار کند.»

انرژی و توان خود را سوختِ سفر در راهی کرد که با وجودِ پر فراز و نشیب بودن، کورسویی از آرمان‌هایش را در آن می‌دید. سرسختانه در مسیر ماند؛ جایی که بهانه برای جازدن فراوان بود.

او با عشقی که در کنار اساتید بزرگ، «جبار باغچه‌بان» و «محمدباقر هوشیار» نسبت به آموزش و تربیت در خود یافته بود، مسیر حرفه‌ای خود را ترسیم کرد و با قدرتی که از سوگِ برادر جوانش، فرهاد، و روحیه جنگنده‌‌اش نشأت می‌گرفت، غم بزرگ خود را به کاری بزرگ تبدیل کرد.

توران میرهادی به واسطه‌ی آموزش‌های دست اولی که از اساتید پرآوازه‌ی اروپایی، همچون «ژان پیاژه» و «هنری والون» در فرانسه دریافت کرده بود، بهشت کودکان ایرانی را در تهران ساخت؛ مدرسه‌ی فرهاد.

مدرسه‌ای متفاوت با تمام مدارسِ آن روزها؛ مدرسه‌ای که بچه‌ها می‌توانستند در آن موضوعاتی را که می‌آموزند، با دست و پا و گوش و چشم خود بیازمایند. مدرسه‌ای با کتابخانه‌ی فعال و برنامه‌های کتابخوانی مستمر.

مدرسه‌ای ساختارشکنانه که سعی داشت تفکر علمی را به نسل کودک و نوجوان بیاموزد.

او چند سال پس از راه‌اندازی شورای کتاب کودک، بدون هیچ کمک دولتی و سازمانی، گردآوری فرهنگنامه‌ی کودکان و نوجوانان را کلید زد و در طی سال‌های متمادی آن را پیگیری کرد؛ پروژه‌ای که باید ملی می‌شد، اما هرگز نشد و فعالیت آن تا به امروز به صورت مستقل ادامه یافته‌است.

تدوین فرهنگنامه از سال ۱۳۵۸ کلید خورد. این پروژه به قدری گسترده و کامل است که با وجود انتشار ۲۱ جلد از آن در این سال‌ها، همچنان جلدهای بعدی آن در دست تدوین است.

توران میرهادی، سرانجام در آبان ۱۳۹۵ بر اثر سکته مغزی درگذشت و در کنار پسرش که سال‌ها پیش در سن یازده‌سالگی بخاطر تخریب پل در سیل از دنیا رفته بود، دفن شد.

حتی در آن روزهای تلخ، توران خانم از رفتن به مدرسه امتناع نکرد و دراین‌باره گفت: «من با حضورم در مدرسه از انجام این کار جمعی، درمانی برای دردهایم طلبیدم. من غم از دست دادن کاوه را برای خودم این‌گونه تعریف کرده‌ام که باشم و پل بسازم که کاوه‌های دیگر بر آب نیفتند.»

و من، هر بار که مستند «توران خانم» از رخشان بنی‌اعتماد را می‌بینم، مدام از خود می‌پرسم:

«آیا در ۸۰ سالگی از آنچه در زندگی کرده‌ام راضی خواهم بود؟»

توران میرهادی
توران میرهادی
توران میرهادی

با من در ارتباط باشید

تماس با من

اگر ایده، پرسش، یا پیشنهادی دارید، خوشحال می‌شوم از شما بشنوم. اینجا فضایی برای گفت‌وگو، تبادل نظر و همکاری‌های آموزشی است. می‌توانید از طریق فرم زیر یا راه‌های ارتباطی مشخص‌شده، با من در تماس باشید.

آدرس ایمیل

info@naemehsajadi.com

تلگرام

naemehsaj@

یوتیوب

procheasta

6 + 15 =